کلی / خروارها /kolliː/ Noun

English
ton
فارسی
کلی / خروارها

Example

  • کامیون، دو **تن** گِل حمل می‌کرد. (حمل کردن / بار زدن / بر دوش کشیدن)
  • The truck was carrying two tons of gravel.
  • در اینجا «تن» واحد اندازه‌گیری دقیق است.