مرتبط /mor.ta.bet/ AdjectiveEnglishassociatedفارسیمرتبطExampleخطراتِ **وابسته به** سیگار کشیدن به خوبی مستند شدهاند.The risks associated with smoking are well-documented.استفاده از «وابسته به» برای ریسکها، بار معنایی جدی دارد.