دست‌پاچگی /dæst.pɒːtʃæˈgiː/ Noun

English
panic
فارسی
دست‌پاچگی

Example

  • لحظه‌ای از وحشت بر او چیره شد.
  • A moment of panic gripped him.
  • استفاده از «چیره شدن» حس غلبه ناگهانی را می‌رساند.