وحشت /væhʃæt/ Noun

English
terror
فارسی
وحشت

Example

  • مردم روستا در وحشتِ دائمی از فوران آتشفشان زندگی می‌کردند.
  • The villagers lived in constant terror of the volcano erupting.
  • استفاده از ترکیب 'وحشت دائمی' برای انتقال حس مداوم بودن ترس.