وکیل /vækiːl/ NounEnglishsolicitorفارسیوکیلExampleنخستین گام او تماس با یک وکیل دادگستری برای دریافت مشاوره بود.Her first step was to contact a solicitor for advice.استفاده از «وکیل دادگستری» در این بافت، رسمی و دقیق است.