تحمیل کردن /tæhmiːl kær dæn/ VerbEnglishinflictفارسیتحمیل کردنExampleمهاجمان تلفات سنگینی را بر مدافعان [وارد کردند].The invaders inflicted heavy casualties on the defenders.این ساختار (مفعول + را + وارد کردن) بسیار طبیعی است.