روحیه ورزشی / اسپرت /esport/ Adjective
- English
- sporting
- فارسی
- روحیه ورزشی / اسپرت
Example
- آموزشگاه، یک رویداد بزرگِ **ورزشی** را برای اهالی محل سازماندهی کرد.
- The school organized a major sporting event for the community.
- ورزشی در اینجا کاملاً جایگزین مناسبی است.