وسوسه کردن /væsvæse kær dæn/ VerbEnglishtemptفارسیوسوسه کردنExampleهوای گرم ما را به پیادهروی [وسوسه کرد]؛ یک وسوسهی دلنشین.The warm weather tempted us to go for a walk.استفاده از وسوسه کردن برای موقعیتهای مثبت (مثل آب و هوا) رایج است.