وطن /væˈtæn/ Noun

English
homeland
فارسی
وطن

Example

  • بسیاری از پناهندگان مجبور شدند از وطنِ خویش بگریزند.
  • Many refugees have been forced to flee their homeland.
  • استفاده از اضافه (خویش) بار ادبی می‌دهد.