شبیخون /ʃæbiːxuːn/ Noun

English
raid
فارسی
شبیخون

Example

  • پلیس دست به [یورش] به محل قمار غیرقانونی زد.
  • The police conducted a raid on the illegal gambling den.
  • یورش در اینجا کاملاً رسمی و مناسب است.