زلزله /zelzele/ Noun

English
earthquake
فارسی
زلزله

Example

  • زمین‌لرزه‌ای مهیب شب گذشته منطقه را درنوردید.
  • A powerful earthquake struck the region last night.
  • استفاده از «درنوردیدن» حس فراگیری و قدرت را منتقل می‌کند.