زندگی کردن /zendegiː kær dæn/ AdjectiveEnglishlivingفارسیزندگی کردنExampleتمام موجودات زنده نیازمند انرژی هستند.All living things require energy.استفاده از 'موجودات زنده' یک ترکیب بسیار رایج است.