زندگی /zendegiː/ Noun

English
life
فارسی
زندگی

Example

  • دانشمندان در جستجوی نشانه‌هایِ [زندگی] در سیارات دیگرند.
  • Scientists are searching for signs of life on other planets.
  • استفاده از اِضافهٔ 'نشانه‌هایِ زندگی' بسیار رایج است.