دلنشین /del.ne.ʃiːn/ Adjective

English
lovely
فارسی
دلنشین

Example

  • او در آن لباس واقعاً زیبا به نظر می‌رسید. (زیبا / خوش‌سیما / دلربا)
  • She looked particularly lovely in that dress.
  • تأکید بر زیبایی ظاهری و جذابیت فرد.