ارزشمند /ærzɛʃmænd/ Adjective
- English
- worthwhile
- Français
- qui en vaut la peine
Example
- سفرِ ما با وجود باران، **ارزشمند** بود. (سفرِ ما با وجود باران، **سزاوارِ صرفِ وقت** بود.)
- It was a worthwhile trip despite the rain.
- استفاده از «ارزشمند» رایجترین و زیباترین معادل است.