آسان /ɒːˈsɒːn/ Adjective

English
easy
Français
facile

Example

  • یادگیریِ مبانیِ کدنویسی شگفت‌آورانه آسان (ساده / بی‌زحمت / پیش‌پاافتاده) است.
  • Learning the basics of coding is surprisingly easy.
  • واژه 'شگفت‌آورانه' حس تعجب مثبت را منتقل می‌کند.