نفس راحت کشیدن /næfæse rɒːhæt keʃiːdæn/ Adjective
- English
- relieved
- Français
- soulagé(e)
Example
- وقتی خبر خوب را دادم، صدایش از اینکه «آسوده» شده بود، مشخص بود.
- She sounded relieved when I told her the news.
- استفاده از آسوده در اینجا بسیار گرم و صمیمی است.