دستاورد /dæstɒːˈværd/ Noun

English
accomplishment
Français
l'aboutissement

Example

  • فارغ‌التحصیلی با رتبهٔ ممتاز، بزرگ‌ترین [دستاورد] او بود.
  • Graduating with honors was her proudest accomplishment.
  • در اینجا دستاورد حس غرور و نتیجهٔ نهایی را منتقل می‌کند.