مضطرب /moz.tæɾeb/ Adjective

English
anxious
Français
angoissé / inquiet

Example

  • اتوبوس دیر کرده بود و سارا شروع به **دل‌واپس شدن** کرد.
  • The bus was late and Sue began to get anxious.
  • استفاده از فعل مرکب «دل‌واپس شدن» بسیار رایج‌تر از صفت «دل‌واپس بودن» است.