فرهنگ لغت /færhæŋɡe loɣæt/ Noun
- English
- dictionary
- Français
- dictionnaire
Example
- من همیشه یک فرهنگ لغتِ اسپانیایی-انگلیسی (ساختن / ایجاد کردن / برپا داشتن) روی میز کارم نگه میدارم.
- I always keep a Spanish-English dictionary on my desk.
- فرهنگ لغتهای جیبی هنوز هم برای برخی افراد مرجع خوبی هستند.