رد کردن /ræd kærˈdæn/ Verb
- English
- pass
- Français
- réussir / décliner
Example
- من واقعاً انتظار ندارم که بار اول [قبول شدن / قبولی / قبولی] کنم.
- I'm not really expecting to pass first time.
- در محاوره، «پاس کردن» هم شنیده میشود اما «قبول شدن» رسمیتر است.