همه‌گیری /hæm.e.ɡiː.ɾiː/ Noun

English
epidemic
Français
épidémie

Example

  • بیمارستان محلی از موج ناگهانی آنفولانزای [همه‌گیری] زیر بار سنگین رفت.
  • The local hospital was overwhelmed by the sudden flu epidemic.
  • استفاده از 'موج' برای توصیف شدت ورود بیماران رایج است.