کشاورز /keʃɒːˈvæɾz/ Noun

English
farmer
Français
agriculteur

Example

  • والدینِ من، پرورش‌دهنده‌ی لبنیات‌اند (کشتِ لبنیات / تولیدِ شیر / پرورشِ دام).
  • My parents are dairy farmers.
  • کشاورزی سنتی در ایران بسیار ریشه‌دار است.