کشتن /koʃtæn/ VerbEnglishkillFrançaistuerExampleسرمای ناگهانی [کُشتن] بوتههای گوجهفرنگی را. — از بین بردن / نابود کردن / هلاک کردنThe frost killed the tomato plants.استفاده از کُشتن برای گیاهان رایج است.