ماجرا /mɒːdʒærɒː/ Noun
- English
- affair
- Français
- affaire
Example
- مراسم عروسی یک **ماجرای** بسیار شیک بود. (INLINE SYNONYMY: مراسم عروسی یک **قضیه** / **امر** / **واقعه** — of: The wedding was a very elegant affair.)
- The wedding was a very elegant affair.
- در اینجا 'ماجرا' حس یک رویداد مهم و پر سر و صدا را میدهد.