مشاور /moʃɒːveɾ/ Noun
- English
- consultant
- Français
- conseiller
Example
- او یک مشاور طراحی برای چند استارتاپ است. (او یک مشاورِ طراحی برای چند استارتاپ است.)
- She is a design consultant for several startups.
- استفاده از اضافه (کسره) بین مشاور و طراحی ضروری است.