بهطور اتفاقی /be.toʊr.e.et.te.fɒː.jiː/ Adverb
- English
- accidentally
- Français
- sans faire exprès
Example
- من ناخواسته (سهواً / به طور اتفاقی) رویِ «پاسخ به همه» کلیک کردم.
- I accidentally hit 'reply all'.
- در فارسی مدرن، «ناخواسته» رایجترین و طبیعیترین انتخاب است.