امیدوار /omidiːvɒːɾ/ Adjective
- English
- hopeful
- Français
- plein d'espoir
Example
- من **امیدوارم** که خانهی مناسبی خیلی زود پیدا کنیم. (امیدوار بودن / دل بستن / چشم داشتن)
- I feel hopeful that we'll find a suitable house very soon.
- استفاده از فعل 'بودن' با صفت 'امیدوار' بسیار رایج است.