ابتدایی /ebtedɒːjiː/ Adjective
- English
- elementary
- Français
- de base
Example
- او در دورهای **پایه** (مقدماتی / ابتدایی / اصولی) در کدنویسی ثبتنام کرده است.
- She is enrolled in an elementary course on coding.
- در اینجا 'پایه' بار معنایی سطح اول را میرساند.