برداشت کردن /bærˈdɒːʃt kærˈdæn/ Verb

English
withdraw
Français
retirer

Example

  • باید قبل از رفتن به بازار، کمی پول از حسابم [پس بگیرم]؛ وگرنه کارمان لنگ می‌ماند.
  • I need to withdraw some cash before we go to the market.
  • در مورد پول، «برداشتن» (از بانک) رایج‌تر است.