سابقه /sɒːbeɢe/ Noun

English
precedent
Français
précédent

Example

  • این رأی، **رویه**‌ای برای پرونده‌های افترا در آینده **ایجاد کرد**.
  • The ruling set a precedent for future libel cases.
  • استفاده از «ایجاد کردن» یا «قرار دادن» برای 'set' در این بافت بسیار رایج است.