سرد /særd/ AdjectiveEnglishcoldFrançaisfroidExampleسردَم است؛ لطفاً شوفاژ را روشن کنید (گرم کردنِ (افزایش دادن / بالا بردن) را انجام بده).I'm cold. Turn the heating up.در فارسی، احساس سرما اغلب با ساختار مجهول یا مفعولی بیان میشود.