تب /tæb/ Noun

English
fever
Français
fièvre

Example

  • او تبِ بالایی دارد. (تبِ شدید / تبِ بالا / تبِ سخت)
  • He has a high fever.
  • در فارسی، ترکیب «تب داشتن» رایج است.