تحلیل /tæhliːl/ Noun

English
analysis
Français
l'analyse

Example

  • تحلیلِ داده‌ها نشان داد که روندِ غافلگیرکننده‌ای وجود دارد.
  • The data analysis revealed a surprising trend.
  • استفاده از اِضافه (تحلیلِ داده‌ها) بسیار رایج است.