طرح /tærh/ Noun
- English
- outline
- Français
- plan / tracer les grandes lignes
Example
- استاد برای ما **طرح کلیِ** درس را ارائه داد. (چهارچوب / ساختار)
- The teacher gave us an outline of the course.
- استفاده از طرح کلی برای برنامهریزی آموزشی بسیار رایج است.