بسامد /bæsæmæd/ Noun

English
frequency
Français
fréquence

Example

  • کاهشِ **تکرارِ** تصادفات جاده‌ای مرگبار در سال‌های اخیر مشاهده شده است.
  • Fatal road accidents have decreased in frequency over recent years.
  • استفاده از «تکرار» در اینجا بسیار طبیعی و رایج است.