مایل /mɒːjɛl/ Adjective
- English
- willing
- Français
- être partant / être disposé à
Example
- بسیاری از مصرفکنندگان با کمال میل حاضرند برای محصولات ارگانیک پول بیشتری بپردازند.
- Many consumers are willing to pay more for organic food.
- استفاده از «با کمال میل» بسیار گرم و صمیمی است.