فکر کردن /fekr kærˈdæn/ Noun

English
thinking
हिन्दी
सोचना

Example

  • برای فرار از تصادف، مجبور به [اندیشه] سریع شدم.
  • I had to do some quick thinking to avoid the accident.
  • اندیشه در اینجا به معنای عمل سریع ذهنی است.