بهمریختگی /bæhæm.riːxtæˈgiː/ NounEnglishmessहिन्दीगड़बड़ीExampleبچهها اتاق بازی را کاملاً در [آشفتگی] رها کردند.The kids left the playroom in a total mess.در اینجا 'آشفتگی' حس فیزیکی و بصری دارد.