برخورد /bær.xoːrd/ NounEnglishcollisionहिन्दीटकरावExampleشنیدنِ **برخوردِ** دو قطار از کیلومترها دورتر ممکن بود.The collision between the two trains was heard for miles.برخورد (B) در اینجا به معنای ضربه شدید است.