پزشک / دکتر /pezeʃk/ NounEnglishdoctorहिन्दीचिकित्सकExampleبهتر است برای آن سرفه به یک پزشکِ (معاینه کردن / مراجعه کردن / دیدن) مراجعه کنی.You'd better see a doctor about that cough.در فارسی، «مراجعه کردن» رایجتر از «دیدن» است.