منتظر بودن /montæˈzere buːˈdæn/ VerbEnglishawaitहिन्दीप्रतीक्षा करनाExampleاو در بازداشت است و محاکمهاش را انتظار دارد.He is in custody awaiting trial.اینجا «انتظار داشتن» کاملاً طبیعی است.