اطمینان /etmiːnɒːn/ Noun
- English
- assurance
- हिन्दी
- भरोसा
Example
- آنها خواستار اطمینانهایی شدند که دولت به تعهدش به سیاستهای آموزشی پایبند است.
- They called for assurances that the government is committed to its education policy.
- در اینجا 'اطمینان' بار معنایی سنگینتری دارد.