گزارش /ɡozɒːɾɛʃ/ Noun

English
reporting
हिन्दी
सूचना देना / प्रतिवेदन

Example

  • ایستگاه خبری به خاطر گزارش‌دهیِ بی‌طرفانه‌اش شهرت دارد.
  • The station is known for its objective reporting.
  • استفاده از ترکیب وصفی «گزارش‌دهیِ بی‌طرفانه» بسیار رایج است.