گذاشتن /gozɒːʃtæn/ فعلEnglishlayहिन्दीरखनाExampleاو دستِ خود را بر بازوی من «نهاد» (گذاشتن / قرار دادن / مستقر کردن).He laid a hand on my arm.استفاده از «نهادن» لحنی ادبیتر به عمل میبخشد.