مسیریابی /mæsiːrjɒːbiː/ NounEnglishnavigationहिन्दीमार्गदर्शनExampleاِشکال در **مسیریابیِ** کشتی به دلیل مه غلیظ پیش آمد.The ship's navigation was hampered by thick fog.مسیریابی در اینجا به معنای ناوبری دریایی است.