استخوان /ostohɒːn/ Noun

English
bone
हिन्दी
हड्डी

Example

  • او هنگام اسکی کردن یک [استخوان] از مچ دستش شکست.
  • She broke a bone in her wrist while skiing.
  • شکستن استخوان یک اتفاق رایج است.