پیراهن /piːrɒːhæn/ NounEnglishshirtहिन्दीकमीज़Exampleاو پیراهنَش را پیش از مصاحبه اتو کرد.He ironed his shirt before the interview.اتو کردن (فعل مرکب) برای نشان دادن دقت در ظاهر.