سمی /sæmiː/ AdjectiveEnglishtoxicहिन्दीज़हरीलाExampleکارخانه به دلیل تخلیه پسابهای **سمّی** در رودخانه جریمه شد.The factory was fined for dumping toxic waste into the river.استفاده از «سمّی» برای مواد شیمیایی رایجترین کاربرد است.