صندلی /sæn.dæ.liː/ Noun

English
chair
हिन्दी
कुर्सी

Example

  • او کنار پنجره روی صندلی راحت نشست.
  • She sat in the comfortable chair by the window.
  • تأکید بر راحتی در فضای خانه بسیار مهم است.